در هر نفس دو نعمت و بر هر نعمتی شکری واجب، از دست و زبان که برآید کز عـهده شکرش به درآید

در ابتدای این سیاهه مطلبی از شیخ اجل سعدی نقل کردم که در ابتدای بوستان آمده است. خواهران و برادران تیز بین با خواندن این مطلع خواهند دانست که ما مطلبمان را با شکر گزاری آغاز کرده ایم. بدیهی است که واژه ی کمک در مکالمات ما معمولا از شخصی یا از راهی یا تفکری خواسته می شود که در آن کاملا آگاه باشد. در واقع کمک کردن کنـگره بخاطر غنای دانشش می باشد در زمینه ی اعـتیاد بطور خاص و در زمینه ی جهـانبینی بطور عام.

در واقع شرح آن اینطور می شود که اگر ما بخواهیم کمک های کنـگره را بررسی کنیم، باید تمام مطالب را به دو بخش صور آشکار و صور پنهان تقسیم کنیم:

1_ صور آشکار

اگر انسان واقع بین و با انصافی باشیم، خواهیم دید؛ بطور مثال در کار کردن (نگرش ما به انجام وظایف کارهایمان)، در روابط اجتماعی با مردم، روابط خانوادگی، غذا خوردن، خوابیدن و... که اگر بخواهیم همه را بگوییم، باید تمام روابط و مسائل انسانی زندگی را نام ببریم و تغییرات را بر شمریم.

بطور مثال در نوع عملکرد ما در کارهایمان؛ من 20 سال با تفکری افیونی و غرق در تاریکی، زندگی کاری خود را گذراندم. با بدهی، اقساط معوقه، ترس، منیت، کینه، حسادت و...  الان می خواهم با گذشت 10 یا 11 ماه و گذراندن یکسری کلاس های تئوری، همه ی مشکلاتم از فردا حل شده و شرکت و وسیله ی نقلیه لوکس و تمام امکانات عاید من شود!

اما کنـگره به من آموخت؛ تو 20 سال درختی را با میوه های تلخ پرورش داده ای و حال چگونه با قلمه زدن شاخه ای شیرین از کنـگره 60 به ریشه ی تلخ من، ظرف مدتی، سیب سرخ و شیرین بار می دهد؟ (البته ما موارد خاص را مد نظر نداریم و بطور عام بررسی میکنیم) این مطلب از نظر عقلی بعید می رسد.

یک مطلب، این همه کلمات حتی بطور ایجاز هم از خود تولید کرد. حالا اگر بخواهیم تمام مسائل را بررسی کنیم که طوماری خواهد شد.

2_صور پنهان

بنظر من در صور پنهان، دریافت کمک ها به خود شخص بستگی دارد. اینکه شخص از چه دیدی نگاه می کند، آموزش ها و سیستم کنـگره را چقدر قبول دارد، آموزش ها چگونه فرا گرفته است، در جلسات با علاقه و اشتیاق حضور داشته است (یا فقط حواسش به ساعت بوده که کلاس تمام شود)

بطور کلی بقول اهالی فلسفه؛ چگونه درونی شده باشد. تا این قسم کمک را بطور مثال فقط می شود با چشم دل دید و حس کرد.

خدا می داند که این مطالب را نه از سر شور می گویم، برای اینکه خدمتی هر چند کوچک به کنـگره کرده باشم این کلمات را از سودای دلم می گویم.

بنظر من اگر بخواهیم به کنـگره خدمتی کنیم، بهتر است آموزه هایمان را در تمام جامعه جاری کنیم. در اینجا خدمت کردن لطف الهـیست، بی منـت...

اگر فکر می کنیم با کمک های مالی خودمان منتی بر سر کنگره گذاشته ایم، بهتر است به صحبت های جناب مهـندس رجوع کنیم، می فرمایند: خدارو شکر کنـــگره 60 تاکنون مشکل مالی نداشته است.

بنابراین اگر خدمتی است، این باشد که؛ آموزه هایمان را در جامعـه ی بیمار گسترش دهیم تا شاید پل یا محوری باشیم از طرف تاریکیـها به روشنائیـها...

با احترام: مسافـــر نـوید

لژیون: آقای علی نصرتی

نمایندگی: جمشیدیه

تاریخ: 1392/10/22