"خداوند توبه کنندگان را دوست دارد
"

دیشب شیطان را دیدم!

در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود،فریب میفروخت و مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند.

توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص، دروغ، خیانت، جاه طلبی، شهوت، حق کشی و ...
هرکس چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد، بعضیها تکه ای از قلبشان را میدادند و برخی پاره ای از روحشان را، بعضی ایمانشان را و برخی دیگر آزادگیشان را میدادند
.

شیطان میخندید دلم میخواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.انگار ذهنم را خواند، موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا میکنم، نه قیل و قال میکنم و نه کسی را مجبور میکنم چیزی از من بخرد.


برگرفته از نمایندگی فشم

تهیه گزارش : همسفر فاطمه