برداشت من از وادی 13 و 14...؟

هر مرحله که به اتمام برسد مرحله دیگری آغاز می‌گردد و این موضوع تا ابدیت ادامه دارد و هر دفتری که بسته شود کتاب دیگری گشوده و مکتوب می گردد.

اگر مسافر به مقصد برسد مسافر دیگری به سفر می‌رود و بعد از هر تغییراتی و تبدیل شدن‌هایی و ترخیص از مرحله‌ای، مرحله دیگر آغاز می‌شود. زیرا هیچ چیزی در حال سکون نیست و همیشه همه چیز در حال حرکت و چرخش است. تنها چیزی که هرگز تغییر نمی‌کند حقیقت است. چون به انسان اختیار کامل داده شد که خودش انتخاب کند تا بیاموزد آنچه نمی‌داند و بعد از آموختن دانسته های خود باید از قوه به فعل در آورد.

هر زمان که بخواهد می‌تواند مسیر زندگی خود را تغییر دهد و مسیر جدیدی را برای خود ترسیم کند. در این مسیر هر چیزی که بر وفق مرادش نباشد پله پله تغییر دهد. برای تبدیل بدی‌ها و ضدارزش‌ها به سمت خوبی‌ها و ارزش‌ها باید تفکر و اندیشه کند و از تلاش و کوشش خسته نشود. از سختی هایی که سر راهش وجود دارد ترس به خود راه ندهد.

البته مشکلات به گونه های مختلف همیشه وجود دارد و مشکل و مسئله آن است که ما چگونه و از چه راهی برای حل مشکلات اقدام کنیم و به عبارتی پیدا کردن راه مهمتر از خود مشکل است. ما باید این را بدانیم که هیچگاه نمی‌توانیم از راه و مسیر کج و مسیر ضد ارزش‌ها به ارزش‌ها برسیم و اگر هم برسیم خیلی کوتاه و گذراست و هرگز به آسایش و آرامش نخواهیم رسید...

انسان تک بعدی مانند خط است و برای اینکه از خط وارد مرحله سطح شویم و یا از مرحله انسان تک بعدی وارد مرحله انسان دو بعدی شویم حداقل به سه خط نیازمندیم. این سه خط شامل سه خط اصلی عـقل، ایمـان و عـشق است. برای رشد و فعالیت این سه خط اصلی ما نیازمند بستری هستیم که خود را به صورت خط چهارم و در حالتی نامریی به نمایش در می آورد به نام خط خـمر.

چون اگر خط خمر خوب کارنکند خطوط اصلی عقل عشق و ایمان قادر به کارکردن نیستند و بالعکس. کار خط خمر این است که انواع و اقسام شراب های متنوع و مختلف را تولید و مورد استفاده کل جسم قرار می دهد.

اگر چشمه های خمر درون انسان خوب و فعال باشند نه تنها انسان دارای جسم سالم و شاداب خواهد بود بلکه از نظر روحی و روانی سر شار از انرژی می باشد. در حقیقت انسانی که دارای عقل سالم، عشق سالم و ایمان سالم باشد. شرایط زندگی خود را به گونه ای مهیا می کند که باعث سالم نگه داشتن و فعال بودن چشمه ها و نهر های خمر خود باشد.

ولی شخصی که از عقل، عشق و ایمان سالم برخوردار نباشد در جـهل و نادانی زندگی می‌کند و همیشه در ترس و ناامیدی به سر می‌برد و با مصرف قرص و مواد مخدر اقدام به تخریب چشمه های شهر وجودی خود مینماید.

عشق، ایمان و عقل مکمل یکدیگر هستند و با هم مثلثی را تشکیل می‌دهند که باعث آرامش و صلح و تعادل در ما می‌شود. انجام اعمال ارزشی و دوری از ضدارزش‌ها سیستم خمر انسان را تقویت می‌کند و با تقویت سیستم خمر گویی فرد در بهشت قرار گرفته است. برای تبدیل ضدارزش‌ها به ارزشها باید تفکر و اندیشه کرد و حکم عقل را به عنوان یک فرمانروای لایق کاملا اجرا کرد و به قدرت مطلق ایمان داشت.

هر چه بیشتر تلاش کنیم که آگاهی و دانایی خود را بالا ببریم متوجه می‌شویم که همیشه مطالب جدیدی است که باید آموزش دید و یاد گرفت. زیرا پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است و هر مرحله که به اتمام می‌رسد مرحله جدید آغاز می شود...

موفق و پیـروز باشید